ویروسی مرگبار دنیا را فراگرفته است. در این وضعیت پزشکان و دانشمندان به دنبال یافتن درمانی برای این ویروس هستند اما بزرگترین مشکل آنها نه یافتن درمان، بلکه ترس و جنونی می باشد که برمردم حاکم شده است.
تونی استارک یک نابغه مهندسی است. در جریان سفری برای نمایش یکی از تولیدات موشکیاش، اسیر میشود. او از دانش فناوری خود برای فرارش بهره میگیرد. اما پس از آزادی رفته رفته همین فناوری را برای اهداف بزرگتری بکار میگیرد.
«اميلي برادفورد» (پالترو)، همسر تاجر موفقي به نام «استيون تيلر» (داگلاس)، با هنرمندي به نام «ديويد شاه» (مورتنسن) رابطه برقرار کرده است. «استيون» که از رابطه ي آن دو آگاه است درباره ي گذشته ي «ديويد» تحقيق و از آپارتمان او پنهاني ديدن مي کند و به «ديويد» مي گويد از سابقه ي خلافکاري اش مطلع است، و سپس به او پيشنهاد مي کند در مقابل پانصد هزار دلار «اميلي» را بکشد...
سه اعجوبه که هر کدام در زمینهای متفاوت نابغهاند، به همراه مادرشان در یک خانه زندگی میکنند. پدرشان هم که مدتها پیش ترکشان کرده، اکنون بازگشته است تا مسائل را روبه راه کند.
آقای ریپلی با استعداد؛ فیلمی در ژانر تریلر روانشناسانه بر اساسِ رمانی به همین نام نوشتهٔ پاتریشیا هایاسمیت که توسط آنتونی مینگلا ساخته شد. مت دیمون و جود لا از ستارگان فیلم میباشند. این فیلم موفق شد در ۵ رشته، از جمله بهترین موسیقی فیلم، بهترین فیلمنامهٔ اقتباسی و بهترین بازیگر نقش مکمل کاندیدای جایزه اسکار شود. نیویورک، سال ۱۹۵۰. مردی بنام «تام ریپلی» (مت دیمون) به اروپا فرستاده می شود، تا در ازای گرفتن هزار دلار، یک میلیونر بنام «دیکی گرین لیف» (جود لا) را به خانهاش، یعنی آمریکا باز گرداند. اما وقتی که نقشه اش با شکست مواجه می شود، دست به اقداماتی دور از انتظار می زند.
مردکای فیلمی در ژانر اکشن کمدی با بازی جانی دپ است. گروهی خلافکار و شخصی به نام چارلی مُردِکای که یک دلال آثار هنری است ، برای پیدا کردن یک تابلوی دزدیده شده که شایعه شده کُدی داخلش وجود دارد که محل مقداری طلای گمشده را نشان میدهد ، با هم به رقابت می پردازند و…
هلن از شرکتی که کار می کند اخراج می شود. اکنون دلشکسته راهی آپارتمانش می شود که در آن با دوستش جری زندگی می کند. داستان فیلم دو حالت مختلف پیدا می کند: یکی حالتی که هلن به موقع به مترو می رسد و دیگری زمانی است که مترو را از دست میدهد...