هان جی هیوک (Namgoong Min)، بهترین مامور سرویس اطلاعات ملی، یک سال بعد از ناپدید شدنش، دوباره به سازمان باز میگردد تا فرد خائنی که باعث سقوطش شد را پیدا کند…
داستان درمورد دو دانشجوی دانشگاه پلیس ملی کره جنوبی است. کی جوون (Park Seo joon) و هی یول (Kang Ha neul) شاهد آدم ربایی بودند و آن را پیگیری می کنند. وقتی مقامات بخاطر نبود شاهد و موانع اداری کاری از پیش نمی برند این دو گل پسر تصمیم میگیرن که تحقیقات آماتوریه خودشون رو شروع کنن و در این بین اونها با انواع مشکلات مختلف و خنده داری روبرو میشن …
جونگ دا جونگ چندین سال است که با هونگ ده یونگ ازدواج کرده است و دو فرزند 18 ساله دارند ، اگرچه که مدت زیادی از ازدواجشان میگذرد و جونگ دا جونگ ، با قلبی گرم برای زندگی اش تلاش میکند اما بحث و دعواهای میان خود و همسرش تمامی ندارد ، طاقت جونگ دا جونگ وقتی تمام میشود که هونگ ده یونگ از کارش اخراج و پلیس به دنبال او میوفتد ، پس دادخواست طلاق میدهد تا از او جدا شود ، از طرفی هونگ ده یونگ که خود را یک فرد میانسال ناامید میبیند و از کارهای خود پشیمان است ، طی اتفاقی ورق برمیگردد و به یکباره جسم خود را در کالبد 18 سالگی اش میبیند درحالی که روحش همچنان سن فعلی اش را دارد تا اینکه...
نوه گو جین فردی بسیار باهوش، پولدار، خوشتیپ و خودشیفته است. وقتی به او گفته می شود که به قتل خواهد رسید، خود را به فراموشی میزند! از طرف دیگر، منشی لی شین آ زنی سخت کوش، صادق و بسیار درون گراست. وقتی به او گفته می شود که زمان زیادی برای زندگی کردن ندارد، خود را نامزد رئیسش یعنی نوه گو جین جا میزند!
لی یول یک شاهزاده است. او از صخره میافتد و نزدیک بود که توسط آدمکش ها بمیرد، شاهزاده حافظش را از دست میدهد و به مدت ۱۰۰ روز با اسم و شخصیت جدیدی زندگی میکند. در این ۱۰۰ روز شاهزاده با هونگ شیم سردسته گماشتگان بازرس در چوسان دیدار میکند.
بان جی اوم توانایی خارق العاده ای دارد که می تواند تمام زندگی های گذشتهش را به یاد آورد. او در 19مین زندگیش تلاش می کند به دنبال مردی به نام مون سو ها بگردد…
هان دونگ سو یک وکیل سخت کوش است که به طور تصادفی افراد زندانی را برای ملاقات انتخاب و پرونده آنها را قبول می کند. او بعد از پذیرفتن پرونده یک بازیکن سابق بیسبال که شخص رتبه دوم یک سازمان جنایی نیز هست، تغییر می کند…