این فیلم داستان ماموری را دنبال می کند که برای یک سازمان مخفی کار می کند. این سازمان بر روی یک تکنولوژی ایمپلنت مغزی کار می کند که با استفاده از آن می توان بدن افراد را تسخیر کرد و از آنها برای ترور افراد دیگر استفاده کرد و…
هنگامی که همسر یک زیستشناس ناپدید میشود، او عازم سفری به سمت یک فاجعهی زیستمحیطی میشود، اما نمیداند که چه چیزی در انتظار اوست. تیم سفر او شامل یک انسانشناس، یک روانشناس و یک نقشهبردار است و…
این سریال کوتاه که بر اساس رمانی با همین عنوان نوشته ی استیون کینگ ساخته شده است، داستان فردی به نام لیسی لندون را روایت میکند که دو سال پس از مرگ همسرش، اسکات لندون که یک رمان نویس مشهور بود، به خاطر مجموعهای از حوادث ناخوشایند، با خاطراتی از ازدواجش روبهرو میشود که او عمدا آنها را نادیده میگرفت.
ماشینیست؛ فیلمی در ژانر تریلر روانشناختی معمایی به کارگردانی برد اندرسون و بازی کریستین بیل است. تروور رزنیک یک اپراتور ماشین تراش است که از بیماری بیخوابی رنج می برد و یک سال میشود که نخوابیده. با اتفاقات عجیب و غریبی که در خانه و محل کارش رخ میدهد، او کم کم به سلامت عقل خودش شک می کند…
“سم” نوجوانی 18 ساله که مبتلا به اختلال اوتیسم است، به این فکر می افتد که دیگر وقت آن رسیده تا دوستی برای خود پیدا کند. این تصمیم و استقلال طلبی “سم“، باعث میشود مادرش نیز تغییر را بپذیرد و در این راه که زندگی اش را برای همیشه تغییر میدهد کنار او باشد…
داستان فیلم در دوران پسا-جنگ داخلی آمریکا میگذرد، زمانی که جنگ و جدلهای نژادی کماکان وجود داشتند و داستان هشت فرد را تعریف میکند که در طی اتفاقاتی مجبور میشوند برای مدتی در یک مهمانسرا در کنار هم بمانند که این مسئله باعث به وجود آمدن اتفاقات بسیار جالبی بین آنها میشود. یک جایزه بگیر که چند سال بعد از جنگ داخلی آمریکا زندانیش را با خود به شهر رد راک می برد. جایی که وی به «اعدامی» مشهور است.
مرد جوانی که یک خودرو را به ایالتی دیگر منتقل می کند در میانه راه توسط قاتلی زنجیره ای تعقیب شده و در نهایت توسط او متهم به قتلها می شود.او که توسط پ لیس و قاتل تحت تعقیب است تنها از طرف یک پیشخدمت کمک دریافت می کند..
اوقات خوش، فیلمی در ژانر جنایی درام به کارگردانی جاش و بنی سفدی و نویسندگی جاش سفدی و رونالد برونشتاین است. فیلم نقد های تحسین آمیزی دریافت کرد و برای رقابت در بخش نخل طلا هفتادمین جشنواره فیلم کن انتخاب شد. رابرت پتینسون بازیگر اصلی فیلمی میباشد. داستان درباره دزدی بسیار ناشیانه بانک توسط برادران «کانی» و «نیک» است. «کانی» باهوش و «نیک» که معلول ذهنیست، همدست اوست. بعد از اینکه همه چیز طبق برنامه پیش نمیرود، «نیک» و «کانی» از همه جدا میشوند. «نیک» دستگیر میشود و به جزیره «ریکرز» منتقل میشود و «کانی» فرار میکند. بلافاصله بعد از این اتفاق او نقشهای برای فراری دادن «نیک» میکشد…