بعد از هزار سال، شهابسنگی به ژاپن اصابت می کند. میتسونا جوانی است که در روستا زندگی می کند و می خواهد برای زندگی به شهر برود زیرا از زندگی کسالت بارش در روستا صبرش لبریز گشته…
میسا که با سندروم پیش از قاعدگی (PMS) و انگهای اجتماعی دستوپنجه نرم میکند، زندگی جدیدی را در شرکت اپتیک کوریتا آغاز میکند. در میان کار و علاقه به شیرینی، با تاکاتوشی آشنا میشود. با وجود رفتار آرام و چالشهای او با حملات پانیک، رابطهای عمیق میان آنها شکل میگیرد.