خاویر برای بار دوم به جهنم تبدیل می شود؛ نه تنها ماریسا باردار بودنش را اعلام کرده، بلکه ترسوترین افراد را فرا می خواند تا شاید بتوانند به آن ها کمک کنند!
ریکاردو پدر و مادری است که همه بچه ها را با قطار به کمپ می برد. در یک توقف، ریکاردو و مادربزرگ فیلیپ در خارج از منزل برای استراحت سیگار می کشند و قطار با بچه ها اما بدون بزرگترها حرکت می کند و تعقیب و گریز خنده داری را آغاز می کند.