اوایل دهه 1980. «کریس گاردنر» به سرش می زند تا کاری را در بورس نیویورک امتحان کند که در آن جا فقط یکی در بین بیست نفر می تواند روی داشتن شغلی تمام وقت با دستمزدی خوب حساب کند. حتی وقتی همسرش به خاطر این انتخاب او را ترک می کند و اوضاع بدتر و بدتر می شود کریس به اتفاق پسرش دو دستی به رؤیایش می چسبد…
داستان سریال مربوط به عصر ظهور هوشهای مصنوعی است. دو نفر برای ماجراجویی به یک پارک با تکنولوژی بالا در غرب وحشی میروند. این پارک شبیه به دوران روم باستان، زمان کابویها و قرون وسطی ساخته شده و پر از ربات است. هنگامی که سیستم مرکزی پارک دچار مشکل میشود، ربات ها شورش میکنند و این دو فرد ماجراجو هم تحت تعقیب ربات ها قرار می گیرند…