گوک دو فرشته مرگی است که هر 99 سال به مدت 49 روز به زمین منقل می شود. او این بار با اسم دو جین وو در دنیای انسان ها زندگی می کند و با دکتر هان گیو جول دیدار می کند…
شیم وو جو بعد از مرگ پدرش، توسط معشوقه پدرش از خانه بیرون رانده و زندگی او دگرگون می شود. او برای گرفتن انتقام به هان دونگ جین نزدیک می شود که پسر معشوقه سابق پدرش است. اما او متوجه میشود که عاشقش شده و …
نوه گو جین فردی بسیار باهوش، پولدار، خوشتیپ و خودشیفته است. وقتی به او گفته می شود که به قتل خواهد رسید، خود را به فراموشی میزند! از طرف دیگر، منشی لی شین آ زنی سخت کوش، صادق و بسیار درون گراست. وقتی به او گفته می شود که زمان زیادی برای زندگی کردن ندارد، خود را نامزد رئیسش یعنی نوه گو جین جا میزند!
کانگ دونگ گوو آرزوش اینه که یه کارگردان بشه ولی متاسفانه اون خیلی بدشانسه. لی جوون کی میخواد مثل پدرش یه بازیگر بزرگ بشه ولی درحال حاضر او یک بازیگر معمولیه. بونگ دو شیک به سئول اومده تا فیلم نامه نویس بشه ولی همه چیز اونطور که فکر میکرده آسون نیست. مهمانخانه ای که این سه نفر در سئول گرفتن با مشکلات مالی مواجه میشه و بعدش هم سر و کله یه بچه مرموز با مادرش پیدا میشه…
زندگی این سه نفر بر اثر یک ماجرای غم انگیز، نابود شد: دو چی گوانگ، کیم یانگ کون و هان تائه جو. اکنون آنها به عضویت یک تیم تحقیقاتی داخلی پلیس درآمدند و تلاش می کنند حقیقت اتفاقی را که باعث نابودی زندگیشان شده، کشف کنند. چه کسی پشت این ماجرای غم انگیز است؟
شین سونگ هان که در آلمان یک استاد موسیقی شده بود، تصمیم میگیرد برای پی بردن به یک حقیقت به کره برگردد. او یک وکیل متخصص در امور طلاق می شود. شین سونگ هان با شنیدن داستان های تلخ و ناگوار موکل هایش، به دفاع از آنها می پردازد…
کیم مین کیو جوان، خوشتیپ و سهامدار یه شرکت بزرگه. او بخاطر آلرژی که به آدما داره تا حالا نتونسته با کسی دوست بشه تا اینکه با کسی که وانمود میکنه یه رباته آشنا میشه…
“بو یونگ جو” یک جراح مشهور که همه اونو به اسم “دست خدا” میشناختند یهو و بدون اینکه کسی بدونه تصمیم میگیره در یک شهر کوچک و به دور از بقیه زندگی کنه او که از این نوع زندگیش راضیه ، چند تا دکتر جوون تر رو ملاقات میکنه و راهنمای اونا توی زندگی میشه…
ده سال پیش، گو یونا به خاطر دروغ های سه دوست خود، مرتکب قتل می شود و سپس به آمریکا فرار می کند. اکنون او زندگی خود را دارد اما وقتی دخترش ناپدید می شود به کره بازمیگردد و با سه دوست سابقش روبرو می شود…
یونگ سو مادر مجردی است که به تنهایی فرزندش را بزرگ کرده. به لطف تربیت سختگیرانه او، پسرش کانگ هو یک دادستان می شود. اما در یک تصادف، حافظه کانگ هو دچار مشکل می شود و ذهن او مانند یک بچه 7 ساله می شود…
لی یول یک شاهزاده است. او از صخره میافتد و نزدیک بود که توسط آدمکش ها بمیرد، شاهزاده حافظش را از دست میدهد و به مدت ۱۰۰ روز با اسم و شخصیت جدیدی زندگی میکند. در این ۱۰۰ روز شاهزاده با هونگ شیم سردسته گماشتگان بازرس در چوسان دیدار میکند.
سریال درباره یک مجری خبر و کارمندی معمولی است که به سال 1987 سفر میکنند. جایی که یکی درگیر یک پرونده قتل می شود و دیگری سعی میکند تا از ازدواج والدینش جلوگیری کند…
یو می ران یک وکیل تازه کار در یک موسسه حقوقی است؛ موسسه ای که بیشتر با صنعت فیلم و سرگرمی کار می کند. او به روابط عاشقانه علاقه ای ندارد و از کم آوردن جلوی مردها نیز متنفر است. از طرفی نام کانگ هو بازیگر محبوب در فیلم های رمانتیک است که به زنان بی اعتمادی عمیقی دارد. برخورد این دو آنها را وارد یک جنگ عاشقانه می کند…
موجودات بیگانه عجیب و غریبی بر فراز آسمان ظاهر می شوند و تلفات زیادی به بار می آورند. برای افزایش قدرت نظامی در کره، دولت اعلام می کند که همه دانشگاه ها و دبیرستان ها باید در قالب نیروهای ذخیره سازماندهی شوند. در همین حال، دانشآموزان دبیرستانی از وضعیتی که با آن روبرو هستند، گیج شده اند. آنها برای امتحانات ورودی دانشگاه به سختی درس خواندند، اما این امتحانات امسال برگزار نمی شود. در عوض آنها به عنوان نیروهای ذخیره منصوب می شوند…
سریال کره ای مادر من داستان زندگی یک مادر و 3 دختر در جامعه امروزی کره است. سریال Mother of Mine پیامی را در مورد نرخ پایین باروری، نرخ طلاق و مشکلات نسل جوانی که از ازدواج اجتناب می کنند، منتقل می کند.
پارک یون جو که تحصیلات آکادمیک ندارد، در شرکتی که دوستش ریو جه مین نیز حضور دارد، کار میکند. او به کارش بسیار تعهد دارد و مرز مشخصی بین زندگی و شغلش دارد…
این سریال داستان افراد ساکن در جزیره ججو را روایت میکند که تا حدودی به یک شکل به هم مرتبط هستند؛ لی دونگ سوک (Lee Byung Hun) در یک روستای کوچک به دنیا آمده و اکنون با کامیون خود امرار معاش می کند. او با مین سون آه (Shin Min Ah) آشنا می شود. زنی که برای فرار از گذشته مرموز خود، به این جزیره نقل مکان کرده؛ جونگ یون هی (Lee Jung Eun)، صاحب مغازه ماهی فروشی، دوباره با معشوق گذشته اش چوی هان سو (Cha Seung Won) ملاقات می کند؛ پارک جونگ جون (Kim Woo Bin)، کاپیتان کشتی، عاشق لی یانگ اوک (Han Ji Min)، که یک غواص است می شود…
شین چه گیونگ دختر شاد و پر دردسر این سریال دختری مدرسه ای میباشد که بدلیل یک قول قدیمی بین شاه و پدر او مجبور میشود برای ازدواج با شاهزاده قصر از خانواده خود جدا شود و وارد قصر شود اما شاهزاده قصر پسری است که دختری به نام هیو رین را دوست دارد . هیورین دختری است که باله کار میکند و چند سالی با شاهزاده بطور مخفی دوست میباشد. در ادامه با لی یول آشنا می شوید . پسری که قبلا هنگامی که پدرش زنده بود بعنوان ولیعهد و جانشین شاه بود ولی بدلیل مرگ پدرش طبق قوانین قصر مجبور به ترک قصر می شود و عنوان ولیعهدی به شین می رسد. لی یول و مادرش به قصر باز می گردند و در اینجاست که با وجود اینکه شین چه گیونگ با هم ازدواج کرده اند اما لی یول عاشق شین چه گیونگ می شود و حوادث و رخدادهای مهم قصر از اینجا آغاز می شود پرنسس که تازه وارد می باشد با بسیاری از قوانین قصر آشنا نیست و همین موضوع باعث اتفاقات بسیار خنده داری می شود که حسابی شما را می خنداند. شین که در ابتدا به هیو رین علاقه دارد کم کم عاشق شین چه گیونگ می شود و…
جوران با جه هو که یک پزشک است ازدواج کرده و اکنون یک زن خانه دار است. او خوشحال بوده و زندگی ایده آلی دارد؛ اما وقتی متوجه بوی عجیبی در حیاط خلوت خانه شان می شود، همه چیز تغییر می کند…
یونگ مین یک راننده تاکسی است. او فقط روح های سرگردان را به عنوان مسافر سوار میکند و کمک می کند تا آخرین خواسته شان برآورده شود. جی هیون یکی از این روح های سرگردان است که به یاد ندارد در زمان زنده بودنش چه کسی بوده و…
بعد از فوت همسر لی هیون، زمانی که ولیعهد چوسان بود، قانونی تصویب میشود که ازدواج را برای همه ممنوع میکند. قانونی که هفت سال از آن میگذرد و باعث عصبانیت مردم شده…
لی هوان شاهزاده ای که گرفتار یک نفرین مرموز شده و مین جه یی، زنی که تحت تعقیب است؛ در حالی که شاهزده به پاک کردن اتهامات دروغین مین جه یی کمک میکند، او نیز شاهزاده را از شر نفرین رها میکند…
افسانه خورشید و ماه؛ سریالی کره ای در ژانر تاریخی به کارگردانی کیم دو هون و لی سونگ جونس است. سریال داستان یک پادشاه و خانوادهاش را دربرمیگیرد که برای حفظ امپراتوری تلاش میکنند و مضمون آن هم به احقاق حق و عدم تغییر سرنوشت ازلی انسانها برمیگردد.
داستان این سریال درباره بازیگر مرد مشهوری است که مجبور است در ماه به مدت یک هفته در نقش و شخصیت جدیدی زندگی کند و زندگی او بعد از دیدن زنی زیبا که در یک شرکت هواپیمایی کار میکند عوض می شود. البته آن زن نیز برخلاف ظاهرش زندگی دچار بیماری خاصی با اختلال تشخیص چهره می باشد. این دو پس از آشنایی
موک سول هی توانایی خاصی دارد که می تواند تشخیص دهد آیا مردم دروغ می گویند یا نه. او از توانایی خود متنفر است چون دیگر نمی تواند به کسی اعتماد کند. موک سول هی به یک مظنون به قتل برمی خورد که خود را بی گناه می داند، اما هیچ کس حرفش را باور نمی کند…